یادداشت های رضا

نصفه شب کاری

جمعه, ۲۴ آذر ۱۳۹۱، ۱۰:۵۴ ب.ظ
سلام بر دوستان بزرگوار

اگه به ساعت این پست دقت کنید می بینید که من مفلوک ساعت 2 نصفه شب سر کار تشریف دارم برای انجام یک سری تغییرات در شبکه شرکت ... از اونجا که رئیس به مشتری مداری بسیار پایبند هستند!!!! و حاضر نیستند سرویس اینترنت در ساعات اداری قطع شود!!!! .... این مهم حتما می بایست در ساعات نصفه شب انجام شود ... (چقدر ادبی حرف زدم) ... البته این مشتری مداری فقط در مواردی هست که بنده یه جورایی باید دهانم صاف بشه ... وگرنه کم فروشی اساسا در سیستم مشتری مداری این رئیس محلی از اعراب نداره ... کل کاری هم که قرار بود انجام بشه این بود که سوییچ اول را از بقیه جدا کنیم ... که اگه به عکسا دقت کنید یه کابل جدا شده و کابل دیگر به سوییچ پایینی وصل شده ... ولی خب همین کار ساده کلی تنظیمات و طراحی لازم داشت (این یعنی الان من خیلی کار خفنی کردما ... خیلی مهمم بلانسبت :)) )

از ساعت دوازده و نیم که اومدم شرکت شروع کردم به فراهم کردن مقدمات کار .... ساعت ده دقیقه به یک مشتریا قطع شدن و ساعت یک و نیم همه وصل شدن ... بجز یه مشتری ... از شانس بنده هم از اون مشتری مهما بود ... همونی که کلی تبلیغ کرده واسه سرویس ایمیلش که مثلا قراره یه زمانی جایگزین یاهو و جیمیل بشه 

آقا ساعت 1:45 زنگ زده که سرویس قطع شده ... بعد از یه ساعت قطعی ... میگم اگه از همکارانتون در محل شرکتتون کسی هست بگید وصل شه به روتر تا با هم درستش کنیم ... می فرمایند هیچکس نیست ... خواستم بگم اینجوری قراره سرویس ایمیل واسه یه کشور راه بندازید دیگه ... یعنی نصفه شب نباید یه شیفت شب باشه تو اون خراب شده ... خلاصه خودم یه جوری قضیه رو درستش کردم و سرویسشون برقرار شد

این هم حاصل زحمات امشبم







استرس کار آنلاین خیلی زیاده ... شب و روز نداری ... هر وقت از شرکت تماس میگیرن قلبم می افته کف پام ... خدا کنه تا فردا هم مشکلی پیش نیاد ... رفتم بخوابم تا ساعت یازده صبح فردا ... شبتون بخیر

****تو جمع فامیل نشسته بودیم ... دخترعمه یهو برگشت به مادرش گفت ... مامان من که شب یلدا به دنیا اومدم چرا اسممو یلدا نذاشتید ... برادرش هم نه گذاشت نه برداشت برگشت گفت که ... شانس آوردی به مبارکیه شب چله اسمتو نذاشتیم چل!!!! ... یعنی کشته این داداشم که اینقدر هوای آبجیشو داره ... کلا حیفش میاد ضایعش نکنه:))

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • جمعه, ۲۴ آذر ۱۳۹۱، ۱۰:۵۴ ب.ظ
  • رضا

نظرات  (۱۴)

خسته نباشی آقــــــــــــــــــــــــــااااا

خدا قوت

میگم تو که این همه زحمت کشیدی، نمیشد یکم تمیز تر؟ مرتب تر؟ چه وضیه برادر من!



زنده باشی
ببین همینی هم که می بینی از صدقه سر منه ... وگرنه اینجا شتر با بارش گم می شد
  • کاغذ باطله
  • جدا که خسته نباشی. ببینم رئیستون از اون رئیساس که فقط وقتی با کارمندش لج می کنه مشتری مدار می شه؟


    یعنی نامرد دریغ از یه دستت درد نکنه ... یه خسته نباشید نگفت ... فقط غر زد
    این چه وضع کابل کشیه آخه؟
    کلا خوشم میاد از آدم ضایع کن ها



    فرزندم ... همینقدرش هم من مجبورشون کردم که درستش کنند ... البته یه مشکل دیگه ای هم که هست اینه که هر روز این کابل ها جابجا میشن و بخاطر راحتی نمیتونیم اینها رو چفت و بست بزنیم ... وگرنه سلیقه من تو پسیوکاری تکه
  • سرندیپیتی
  • بعد سالی پست گذاشت اونم باز علمی!
    اما دمت جیز که روی آجیتُ زمین ننداختی ها!
    نون حلال درآوردن زحمت داره عزیز من. اما خودمونیم، دلت سیاه نمیشه از اونهمه سیم؟! ینی اینا دور و بر من بود حتما" یه راهی واسه جمع و جور کردنشون گیر میاوردم!
    عکسا هم کاملا" گویا بود!! من کاملا" گرفتم چی شد!


    آخه این پست به غیر از نشون دادن حمالی های بنده کجاش علمی بود
    از بس این همکارا شلخته تشریف دارند ... اگه مجبورشون نمی کردم همین قدر هم مرتب نمی شد
    حالا چی گرفتی از این عکسا؟!!
    اصلا روی آجی به این ماهی رو میشه زمین انداخت؟
    چیزه.. میگم این سرویس ایمیل مذکور که همش خود به خود قطع هست!!! تازه کلی از ایمیل ها رو هم قورت می ده و نمی رسه به دست صاحباش!!!


    یعنی شاهکارن ... حالا تعریف از خود نباشه ها ... ولی همینش رو هم کلی بهشون غر زدم و چیز یادشون دادم ... بچه های خوبین ... ولی خب نه بودجه درست و حسابی دارن ... نه یه دید بزرگ و آیده نگر
    به نظر من که خیلیم نامنظم نیست! اولین باری که یه " سرور" دیدم اینقد قر و قاطی بود و اینقدر سیم از پشت و بالا و پایینش بیرون زده بود که احاساس پیچیدگی روحی گردم!!باز اینجا رنگهاش شاده!اونجا همه ش مشسکی و خاکستری بود! مهم موفقیته که حاصل شده علی الحساب! یک کلام ختم کلام: "خیلی خسته نباشید"!




    به این میگن نگاه مثبت ... موتوشکرم ... سلامت باشید
  • به نام پدر
  • اون وقتی که این بالا به جای پنج نوشته بود نظر بدهید نظر گذاشتم. نیست؟!
    به هر حال خسته نباشید.




    به جای پنج یعنی چی؟
    راست میگیا من خودم نظرت رو دیدم ... جواب هم دادم پس کوش؟ واسه خودم هم جالب شد
  • به نام پدر
  • به جای پنج یعنی به جای پنج نظر نوشته بود نظر بدهید...یعنی همان اول....
    احتمالا به جای تایید اشتباهی حذف را زده ای....مهم نیست برادر.




    خیلی خیلی شرمنده ... واقعا عمدی در کار نبوده
  • کاغذ باطله
  • تو هم چه توقعاتی داری ها! اگه غر نمی زد که دیگه اسمش مدیر نبود!




    این مدیر ما به غر زدن زنده است ... غر نزنه میمیره
    خسته نباشید واقعا...
    چه ریخت و پاشی! حداقل از چند رنگ سیم استفاده کنید این طوری که تا سر و ته یه سیم پیدا شه پدر اعصاب آدم در میاد!




    به به رها خانوم ... یه دفعه نیست و نابود میشیا کجا رفتی؟
    این رنگ بندی ها داستان داره واسه خودش ... بیشتر از دو رنگ نمیشه استفاده کرد
  • سرندیپیتی
  • سلام داش هومن
    خوبی؟
    جهت عرض ارادت خدمت رسیدم




    یعنی آجی به تو میگنا ... نفرمایید ... ما چاکرخواتونیم ... خوبیم تو چطوری؟
    آره .. شما تو پسیو کاری بسیار اکتیوی




    داداش پسیو خودش هنریه واسه خودش
    من زیاد نفهمیدم دقیقا چی کار کردین چقد سخت بوده و چقد آسون ولی هرچی بوده مجبورتون کرده استرس داشته باشید و پاشید برید شرکت وبا مشتری مهم سروکله بزنید ونخوابید وهمه اینها یعنی کار مهمی بوده خدا قوت




    سختی و آسونیش خیلی مهم نیست ... یه جورایی فقط روزانه نویسی بود ... زنده باشی
    وااااااااااااااااااااااااااااااااااای عجب سیم های خوش رنگی به کار رفته توی اینا ادم دلش باز می شه ها...ولی خداییش شب کاری خیلی خیلی سخته...واقعا خسته نباشی




    ای ول که به سلیقه ام پی بردی
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی