یادداشت های رضا

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «رضا رضایی» ثبت شده است

این کتاب دو تا ترجمه داشت که بعد از خریدنش متوجه شدم ... 

شمس الملوک مصاحب که حدودل ۴۰ سال پیش ترجمه کرده بود ... یعنی سال ۱۳۳۶

رضا رضایی که فکر می کنم سال ۸۵ ترجمه کرده بود


منم که رفته بودم ترجمه خانم مصاحب رو خریده بودم ... این قضاوتم هم بر مبنای اینه که هنوز ترجمه رضا رضایی رو نخوندم

داستان یه داستان سر راست و خیلی معمولیه ... یعنی یک سری اتفاقات ساده که تو زندگی هر کسی ممکنه پیش بیاد ... اما هنر نویسنده اش به این بود که داستان رو با شخصیت پردازی کامل و بیان ظرافت ها و نکته های ریز هر شخصت و مکان گفته بود ... به قول معروف تصویرپردازیش خوب بود ... بخاطر همین یه داستان سر راست معمولی خیلی به نظرت شیرین میومد و دوست داشتی کتاب رو زمین نذاری تا وقتی که تموم بشه ...  روایت یک خانواده متوسط انگلیسی با ریز به ریز آداب و رسوم و طرز فکرشون و روابطشون با همسایگان و شهرنشینان و غریبه ها ... یک محیط روستایی با زیبایی هایی که هر کسی دوست داره در مورد یک روستای دلنشین تصور کنه ... پس به شخصه توصیه میکنم بخونیدش


اما در مورد ترجمه ... یکی از چیزهایی که تو ذوقم زد این بود که مترجم میاد در مقدمه میگه که نمیخواد از این نویسنده مثل باقی مترجم ها تعریف کنه و فقط میخواد یک بیوگرافی بگه ... اما شروع میکنه به مدح و ستایش نویسنده و اندازه سه صفحه قربون صدقه نویسنده میره ... هر چند جین آستین یکی نویسنده های خیلی خوب هست

دوم ادبیاتی که استفاده میشه ... نمیدونم مترجم دوم هم همین ادبیات رو بکار برده یا نه ... یا اصلا سبک این کتاب این مدل ترجمه است ... ادبیاتی که استفاده شده مثل دیالوگ های فیلم های تاریخی مربوط به ۲۰۰ سال قبل ایران است ... خیلی لفظ قلم و اتو کشیده و عصا قورت داده ... یه جاهایی هم بعضی لغات اشتباه ترجمه شده بود .... بعضی جاها ایراد وایراستاری داشت ... یه جاهایی دلم میخواست بگیرم مترجمو بزنم که مثلا susan  رو سوزن ترجمه کرده بود ... ولی وقتی یادم می افتاد که ترجمه مال ۴۰ سال پیشه ... می گفتم حتما حق داره دیگه


دلم میخواد اون یکی ترجمه رو هم بخونم ببینم چطوریاس ... خوندم نظر کارشناسیم رو خدمتتون میگم :)))